خرید بک لینک

تلنگر


یه روزی قرار شد برای خریدِ یک آپارتمان بزرگ و قدیمی در خیابان جردن با دوستی همراه بشم

با مشاور مسکن هماهنگ کردم ، قرار شد یه روزه همۀ پیشنهادها رو ببینم

به هر جایی که برای بازدید میرفتم مواجه میشدم

با پیرمرد یا پیر زن وَ یا زن ُ شوهر پیری که فقط در گوشه ای از خانه شان زندگی میکردن

بقیۀ خانه متروک و دست نخورده بود ُ غُبار گرفته

سوال میکردیم دلیل فروش چیست:


همه یک جواب مشترک داشتن که :

دیگه اینجا برامون بزرگه ، دیگه حوصلۀ رسیدگی به خونه رو نداریم

در پایانِ روز به نظرم اومد که ما در تمام عمر بدنبال بزرگ کردنِ خانه و شکوه جلالِ اون هستیم ولی

در نهایت برمیگردیم به همان فضای گرم و کوچکِ محدود مان .
..

با خودمان چه میکنیم یک عمر...


عشق فقط خدا

وبلاگ و کانال عشق فقط خدا


www.deniz.blog.ir

eshgekhodayi@


تلگرام - سروش - ایتا - آی گپ

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: شنبه 12 خرداد 1397 ساعت: 16:09

صفحه بندی