خرید بک لینک

http://photos01.wisgoon.com/media/pin/photos01/images/o/2015/11/1/18/1446391214647285.jpg

داستانک معنوی



پدری پسرش را برای تعلیمات مذهبی به صومعهای فرستاد.


پس از چند سال که پسر به روستای خود بازگشته بود، روزی پدرش از او پرسید:


«پس از این همه تعلیمات مذهبی،


آیا میتوانی بگویی چگونه میتوان درک کرد که خدا در همه چیز وجود دارد؟»


پسر شروع کرد به نقل از متون کتاب مقدس، اما پدرش گفت:


«اینهایی که میگویی خیلی پیچیده است، راه سادهتری نمیدانی؟»

پسر گفت: «پدر من فرد دانشمندی هستم و


برای توضیح هر چیزی باید از آموختههایم استفاده کنم.»


پدر آهی کشید و گفت: «من تو را به صومعه فرستادم و فقط پولم را هدر دادم.»

پدر دست پسر را گرفت و او را به آشپزخانه برد.


ظرفی را پر از آب کرد و در آن مقداری نمک ریخت.


از پسر پرسید که آیا نمک را در آب می بیند؟ پسر هم گفت که بله،


نمکها ته ظرف جمع شده است. سپس پدر قاشقی برداشت و


آب را هم زد تا نمکها در آب حل شدند.


از پسر پرسید: «نمکها را میبینی؟»


پسر گفت: «نه، دیگر دیده نمیشوند!»


پدر گفت: «کمی از آب بچش.»


پسر گفت: «شور است.»

پدر گفت: «سالها درس خواندی و


نمیتوانی خیلی ساده توضیح بدهی خدا در همه چیز وجود دارد.


من ظرف آبی برداشتم و اسم خدا را گذاشتم نمک،


و به راحتی این را توضیح دادم که خدا چگونه در همه چیز وجود دارد


طوری که یک بیسواد هم بفهمد. پسرم دانشی که تو را از مردم دور میکند


کنار بگذار و به دنبال دانشی برو که تو را به مردم نزدیک کند.ufeff



http://photos01.wisgoon.com/media/pin/photos01/images/o/2016/5/9/0/500x594_1462739048909522.png

********************************************************



❤️کانال تلگرامی عشق فقط خدا❤️


کانال تلگرام در مورد خدا


کانال تلگرام خدا


صوت و کلیپ معنوی در


https://telegram.me/eshgekhodayi


Image result for u202bبنر تلگرامu202c

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ساعت: 15:37

صفحه بندی